جهان از نگاه من

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

جهان از نگاه من

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

جهان از نگاه من

بزرگترین دشمن انسان جهل نیست بلکه توهم دانستن است.

| استیون هاوکینگ |

جمله‌ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می‌شود:
ما از همان ابتدا نیز علاقه‌ای به دنیا آمدن نداشتیم!

| زمان لرزه - کورت ونه گات |

پتک شکل دهنده یک جامعه در حال رشد به مراتب با اهمیت‌تر از آینه‌ی نمایش‌دهنده‌ی وقایع آن جامعه است.

| جان گریرسون |

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺍینه ﮐﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻩ.

| گابریل گارسیا مارکز |

همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست می‌داشته
بیگانه می‌یابد.

| آلبر کامو |

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدا» ثبت شده است

از زمانی که انسان توانسته اثری از خود به جای بگذارد. موضوع پرستش و خدا هم دیده می‌شود. و این در تمام جهان وجود داشته از مایاها در آمریکای مرکزی تا مصر در آفریقا و مردم شرق دور همواره به شکلی به دنبال پرستش و ستایش چیزی بوده‌اند. حالا شکل آن متفاوت بوده. در یونان باستان معبد خدایان بوده و زئوس خدای خدایان، عرب‌ها بت پرست بودند و در هند و ایران میتراپرستی رواج داشته و به مرور شکل این پرستش با به وجود آمدن ادیان توحیدی به یکتاپرستی گرویده است.

چرا از ابتدا انسان میل و نیاز به پرستیدن و ستایش داشته اگر خدایی وجود ندارد؟ وقتی از وجود چیزی خبر نداریم و نمی‌دانیم وجود دارد، قاعدتا به آن احساس نیاز هم نمی‌کنیم. انسان وقتی نیاز به چیزی دارد یا آن چیز وجود دارد یا آن را به وجود می‌آورد. آیا خدا ساخته‌ی ذهن بشر برای آرام کردن و رفع این نیاز است؟ اگر خدا یک وهم است؟ پس معجزاتی که در کتاب‌های دینی و بعضاً تاریخی ذکر شده چیست؟ اتفاق‌هایی که در عصر حاضر هم اتفاق افتاده و هیچ توجیه علمی ندارند چه؟ یعنی ذهن بشر این‌قدر قدرتمند است؟ من که بعید می‌دانم. 

در سال‌های اخیر در جامعه ایران پدیده‌ی (ظاهراً) خدا ناباوری رواج پیدا کرده و رو به گسترش است. من با برخی از این افراد برخورد داشتم و وقتی با آن‌ها صحبت کردم به این نتیجه رسیدم که آنها حتا نمی‌دانند خدا ناباوری دقیقا چیست و در ادامه‌ی صحبت‌هاشان و وقتی همین سوال‌ها را با آن‌ها مطرح می‌کنم به این نتیجه می‌رسیم که آنها نه خداناباور که دین ناباور‌اند‌ اما این پدیده‌ی دین ناباوری از چه چیز نشئت می‌گیرد؟ دوست دارم در مورد این موضوع بیشتر صحبت کنم 

 

  • امیرحسین نخجوانی

گاهی باید خدا را به خاطر وجود خودش شکر کرد 

باید گفت الهی، پروردگارا، مهربانا، از این که آفریننده ای چون تو داریم تو را سپاس. 

از این که حرفهای ما را می شنوی ممنونیم. 

از این که امید وجودت ما را به زندگی و تب و تابش باز می گرداند، از این که در اوج سختی تو را داریم که پناهمان باشی از تو سپاس گزاریم. 

دیروز نور امیدی در قلبم زنده شد، به خدا امید بسته ام و امیدوارم. 

اتفاق دیروز بار دیگر به من ثابت کرد که او حرف هایم را می شنود. 

خدایا بودنت را شکر. 

  • امیرحسین نخجوانی

چقدر درباره اش فکر کرده اید؟

چرا ستون دین است؟ چرا می گویند مهمترین بخش دین است؟ چرا پنج بار؟ چرا هفده رکعت؟ چرا سوره ی حمد؟ چرا سوره توحید؟ و هزار سوال دیگر که می توان درباره ی نماز پرسید. 

چرا باید نماز بخوانیم؟ می توانید حرف هایم را دلیل منطقی تصور کنید یا ادعا ها و توهمات یک آدم مذهبی اما این نوشته ها حاصل چند سال فکر کردن و مطالعه و بحث با آدم های مختلف است. اولین بار که از یک نفر پرسیدم چرا نماز می خوانیم به سرعت پاسخ داد برای این که خدا را به خاطر نعمت هاش شکر کنیم. من همان زمان در دلم گفتم این که خیلی مسخره است! مگر خدا به تشکر ماها نیاز دارد که این کار را واجب کرده. شروع کردم به مطالعه و بحث کردن با آدم های مختلف چه اهل دین چه بی دین و فکر کردن درباره ی این موضوع. 

نماز صرفا برای تشکر از خدا نیست. خدا نیازی به تشکر ما ندارد. خدا، خداست. تنها چیزی که در این دنیا ثابت است. این ما هستیم که به نماز و او نیاز مندیم. نماز هر روز به ما یاد آوری می کند که موجودی هست، قوی تر از همه ی قدرت ها که دارد به ما نگاه می کند. ما را می بیند و از ما حمایت می کند. پس من فکر می کنم اولین دلیل برای خواندن نماز برای این است که به ما یادآوری می کند که یکی هست. 

همین دلیل اول باعث ایجاد دلیل دوم می شود. امید. وقتی نماز به ما یاد آور می شود که کسی هست که مراقب ماست امیدمان را در کارها زیاد می کند. به جمله هایی که در نماز می گوییم دقت کنید. به نام خدایی که بخشنده است و بخشش از او سرچشمه می گیرد. حمد و سپاس مخصوص خداوند است. مهربان است و بخشایش گر ... امید از تک تک آیات نمی بارد؟ 

نماز وقت شناسی  را به انسان می آموزد چون شما پنج بار در روز باید انجامش دهی، نماز باعث آرامش قلب می شود چون به شما یادآوری می کند که تنها نیستید. نماز به انسان اعتماد به نفس می دهد چون به او یادآوری می کند که قدرتی هست که او را حمایت می کند. نماز به انسان انگیزه می دهد چون به او یاد آور می شود که خدا دارد تو را می نگرد سعی کن بهترین باشی. نماز باعث شجاعت انسان می شود چون به او یاد آور می شود که خدا قدرت مطلق است و کسی بالاتر از قدرت او نیست. نماز بدی ها را کاهش می دهد باز هم چون به انسان یاد آوری می کند که خدا ناظر ماست.  

همین چند مورد کافیست تا ستون دین شود. اصلا همان ایجاد امید کردن کافیست. مگر مهم تر از امید هم چیزی داریم؟ 

راجع به نماز ساعت ها می توان نوشت اما متن اگر طولانی شود خواننده اش کمتر می شود. :) 

  • امیرحسین نخجوانی