جهان از نگاه من

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

جهان از نگاه من

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

جهان از نگاه من

بزرگترین دشمن انسان جهل نیست بلکه توهم دانستن است.

| استیون هاوکینگ |

جمله‌ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می‌شود:
ما از همان ابتدا نیز علاقه‌ای به دنیا آمدن نداشتیم!

| زمان لرزه - کورت ونه گات |

پتک شکل دهنده یک جامعه در حال رشد به مراتب با اهمیت‌تر از آینه‌ی نمایش‌دهنده‌ی وقایع آن جامعه است.

| جان گریرسون |

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺍینه ﮐﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻩ.

| گابریل گارسیا مارکز |

همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست می‌داشته
بیگانه می‌یابد.

| آلبر کامو |

۴ مطلب در بهمن ۱۴۰۰ ثبت شده است

امروز فهمیدم فیپای اولین کتابم آمده و بعد از مدت‌ها از درون شادی را حس کردم. 

دو تا کتاب هم‌زمان برای اخذ مجوز داده بودم. یک مجموعه داستان که سال‌ها پیش نوشته شده بود و همین‌طور بلاتکلیف باقی مانده بود و یک مجموعه شعر. که امروز مجوز مجموعه داستان آمد. 

«پبچیدگی‌های یک مغز ویران شده» به زودی ... :) 

  • امیرحسین نخجوانی

بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه‌بان دارد

بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد

 

غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب

بقای جاودانش ده که حسن جاودان دارد

 

چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون‌فشان دارد

 

ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم

کمین از گوشه‌ای کرده‌ست و تیر اندر کمان دارد

 

چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق

به غماز صبا گوید که راز ما نهان دارد

 

بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو

که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد

 

چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل

که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد

 

خدا را داد من بستان از او ای شحنهٔ مجلس

که می با دیگری خورده‌ست و با من سر گران دارد

 

به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن

که آفت‌هاست در تأخیر و طالب را زیان دارد

 

ز سرو قد دلجویت مکن محروم چشمم را

بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش آبی روان دارد

 

ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری

که از چشم بداندیشان خدایت در امان دارد

 

چه عذر بخت خود گویم که آن عیّار شهرآشوب

به تلخی کشت حافظ را و شکر در دهان دارد

  • امیرحسین نخجوانی

دومین روز کاری من بعد از کرونا، ساعت ۱۲ و ربع شب است و من در چاپ‌خانه مشغول نظارت بر چاپ کتاب‌های چهار رنگ نشرچشمه. 

برای این که به یادم باشد می‌نویسم.

  • امیرحسین نخجوانی

دو سال و خورده‌ای از کرونا می‌گذره و من در طول این دوسال به

 واسطه‌ی کارم و وظایفم مدام بیرون بودم. یعنی نه دورکاری داشتم نه هیچی و تا امروز کرونا نگرفته بود که امروز صبح با سردرد شدید و تب از خواب بیدار شدم. گلودرد هم بود البته از دو روز پیش آبریزش بینی هم داشتم که بهش توجه نکرده بودم. مطمئن بودم کروناست. هر لحظه مچاله تر می‌شدم. رفتم بیمارستان و تست دادم. بعدازظهر جوابش اومد مثبت. 

الان بدنم طوری درد می‌کنه انگار ۱۸ راند متوالی زیر مشت‌های سنگین محمدعلی کلی تو روز‌های اوجش بودم 

پ ن : مراقب خودت باش. 

 

 

 

  • امیرحسین نخجوانی