جهان از نگاه من

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

جهان از نگاه من

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل / که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

جهان از نگاه من

بزرگترین دشمن انسان جهل نیست بلکه توهم دانستن است.

| استیون هاوکینگ |

جمله‌ای که در روز رستاخیز باعث تخفیف در مجازات می‌شود:
ما از همان ابتدا نیز علاقه‌ای به دنیا آمدن نداشتیم!

| زمان لرزه - کورت ونه گات |

پتک شکل دهنده یک جامعه در حال رشد به مراتب با اهمیت‌تر از آینه‌ی نمایش‌دهنده‌ی وقایع آن جامعه است.

| جان گریرسون |

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﮐﺎﺭ ﺍینه ﮐﻪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﮐﻨﯽ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﺸﺪﻩ.

| گابریل گارسیا مارکز |

همیشه روزهایی هست
که انسان در آن کسانی را که دوست می‌داشته
بیگانه می‌یابد.

| آلبر کامو |

۳ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

یکی از اشکالاتی که در ما ایرانی ها وجود دارد و به یک فرهنگ تبدیل شده و من بارها و بارها مفصل در این وبلاگ درباره اش نوشتم حس همه چیز دان بودن ماست. 

متاسفانه بارها دیدم بعضی از دوستان درباره ی چیزهای بزرگ حرفهایی می زنند و نظراتی می دهند که به قدری حقیر و حتا کریه است که قابل بیان نیست. 

می دانم در جمع ما چنین افرادی نیستند یا کم هستند اما فقط جهت تاکید و یادآوری می گویم: خواهش می کنم تا زمانی که از چیزی اطلاعات کافی ندارید درباره ی آن نظر ندهید. 

مخصوصا درباره کتاب ها و شخصیت ها و ... که مورد احترام اند بدون اطلاع حرف نزنید. 

متاسفانه 99% ما قرآن را نخوانده ایم اما مدام درباره اش اظهار فضل می کنیم و تفسیرش می کنیم، شاهنامه نخواندیم اما تحلیلش می کنیم. مولانا را هم جنس گرا و دائم الخمر، سعدی را بچه باز می خوانیم و ادعای روشن فکری داریم بدون این که کلمه ای درباره ی آنها خوانده و یا آثارشان را نگاهی انداخته باشیم. خیلی هامان حتا محض رضای خدا یک جلد شاهنامه نداریم اما به نقد آن می پردازیم و آن را ستایش نامه شاهان می نامیم، یک بار قرآن را ورق نزده ایم و آن را ضد زن می خوانیم. 

بدون دانش و بدون خوانش حرف نزنیم. 

 

  • امیرحسین نخجوانی

حتما خودتون رو پیدا کنید! 

خیلی از آدم ها تا آخر عمرشون اون چیزی هستن که دیگران می گن 

یا نمی دونن کی هست واقعا! یا خود واقعی شون رو پشت ماسکی که برای مردم به صورت می زنن پنهان می کنن

خودتون رو پیدا کنید

هویت داشتن، شخصیت داشتن یکی از مهم ترین اصل های زندگی

  • امیرحسین نخجوانی

کاش معماری غربی به این گستردگی وارد ایران نمی شد. 

معماری غربی بر اساس فرهنگ و جغرافیای اروپا ساخته شده، اروپا قاره ای پر آب است، در فرهنگ مسیحی فضاهای کم نور در کلیسا ها مرسوم بوده که به تدریج در کاخ ها و قلعه ها هم این نوع معماری نفوذ کرده. از طرفی به دلیل جغرافیای کوهستانی در اکثر مناطق اروپا مصالح اولیه در آنجا سنگ بوده است. با ورود معماری غربی به ایران مشکلات گسترده ای به وجود آمد که متاسفانه الان بعد از گذشت نزدیک به صد سال از ورودش ما دچار آنها شده ایم. 

معماری غربی بر اساس فرهنگ مسیحی و جغرافیای پر آب و کم آفتاب (در قسمت های شمالی)و... اروپا ساخته شد در حالی که معماری ایران بر اساس طبیعت کم آب، پر نور، فرهنگ اسلامی و... به وجود آمد. 

معماری ایرانی طی قرن ها طوری بنا شد که بسیاری از مشکلات امروز را حل می کرد. ساختمان های قدیمی طوری بنا شده اند که از حداکثر نور خورشید استفاده می کنند همچنین از آجر و کاه گل به عنوان مصالح اصلی استفاده می شد که هر دو عایق حرارت محسوب شده و در زمستان در گرم نگه داشتن خانه موثر بودند. به معماری کاشان و اکثر شهر های بیایانی ایران که نگاه کنید می بینید حوض های بزرگ در وسط خانه اند که دقیقا رو به روی حوض همسطح با آب، پله های زیر زمین قرار داشته. باد گرم بیابانی به سطح آب می خورده، خنگ می شده و زیر زمین را خنگ می کرده، این هم از کولر طبیعی خانه های ایرانی! وجود حوض و حمام های عمومی هم مشکلات کمبود آب را حل می کرده. از بادگیرها و قنات های ایران می گذرم که چقدر مفید بودند. 

اما حالا در معماری ما ملقمه ایست از معماری ایرانی و غربی که به غربی بیشتر می چربد. استفاده از سنگ در نما، مخصوصا سنگ های روشن، باعث منعکس شدن گرما شده و در گرم تر شدن هوا تاثیر دارد. لوله کشی آب باعث بیشتر شدن مصرف آب و در موارد زیادی اصراف آب می شود. در معماری غربی پنچره های بزرگ مهم است که این مورد با فرهنگ ایران تضاد دارد. 

کاش می دانستیم داریم با خودمان چه می کنیم 

  • امیرحسین نخجوانی